چرخ خیاطی بلافاصله در چین پذیرفته نشد. این عمدتاً به این دلیل بود که در اواخر سلسله چینگ چین، بیشتر مردم کلاههای خربزهای-، لباسهای بلند، و کفشهای پارچهای مشکی، عمدتاً از ابریشم و پارچههای خانگی-که برای خیاطی دستی مناسب بودند{3}} میپوشیدند و ماشینها را غیرضروری میکردند.
با گذشت زمان، نگرش مردم تغییر کرد. بسیاری از جوانان مترقی، از جمله سون یات{1}}سن، پویی، و تعداد فزاینده ای از عودت کنندگان خارج از کشور، شروع به قطع صف های خود و پوشیدن کت و شلوارهای غربی کردند. کت و شلوارهای غربی از پارچه وارداتی ماشینی-، صاف، ترد و طرح دار ساخته می شدند. مدل و پارچه کت و شلوارهای غربی بیشتر برای دوخت ماشینی مناسب بود.
تا سال 1920، کشور من سالانه بیش از 10000 چرخ خیاطی، از جمله انواع مختلف مانند ماشین های پوشاک، ماشین آلات چرمی، ماشین های آسیاب آرد و ماشین های کلاه حصیری وارد می کرد.
با گسترش بازار داخلی چرخ خیاطی، کارخانه های متخصص در تامین، تعمیر و بازسازی قطعات چرخ خیاطی به تدریج ظهور کردند. آنها با تعمیر بسیاری از ماشین آلات، یاد گرفتند که خودشان آنها را بسازند. بنابراین، در سال 1926، شرکت چرخ خیاطی Xiechang، که مدت ها در فروش و تعمیر چرخ خیاطی مشغول بود، در ساخت کارخانه ای برای تولید چرخ خیاطی کلاه حصیری خود با نام تجاری Red Lion سرمایه گذاری کرد. از آنجایی که چرخ خیاطی Red Lion ارزانتر از چرخ خیاطی سینگر وارداتی بود، به سرعت محبوبیت پیدا کرد.
در حدود سال 1934، کارخانه ماشین بافندگی Ruan Yaoji چرخ خیاطی های قدیمی را با قیمت پایین خریداری کرد، آنها را تعمیر کرد و آنها را با نام تجاری Flying Man به فروش رساند. پس از آن، برندهایی مانند Bee و Standard (Huigong) ظهور کردند.
در دوره جمهوری چین، اگرچه شرکتهای داخلی چرخ خیاطی توسعه یافتند، اما در مجموع به بیش از 100 شرکت رسید، جنگ مداوم و تورم اغلب منجر به معیشت ناپایدار و عملیات دشوار میشد. به طور کلی، چرخ خیاطی هایی که در آن زمان در کشور من فروخته می شد هنوز عمدتاً وارداتی بودند و خریداران عمدتاً خیاطان ثروتمند و حرفه ای بودند. بازار چرخ خیاطی رونق خاصی نداشت.
بازار چرخ خیاطی واقعاً پس از تأسیس جمهوری خلق چین، طی دهههای 1950 تا 1980، دورهای از توسعه سریع صنعت چرخ خیاطی کشور من، شروع به کار کرد. چهار دلیل اصلی برای این وجود دارد:
ابتدا چرخ خیاطی تولید داخل شد و ظرفیت تولید سالانه به تدریج از 2000 عدد به 12 میلیون عدد افزایش یافت. قیمت ها به طور فزاینده ای مقرون به صرفه شد و در نهایت چرخ خیاطی را برای مردم عادی در دسترس قرار داد.
دوم، در آن زمان، کشور من یک اقتصاد برنامهریزیشده را اجرا کرد، فاقد تولیدکنندگان پوشاک و خردهفروشانی که به مصرفکنندگان عادی غذا میدادند. مردم نمیتوانستند لباسهای آماده بخرند و مجبور بودند پارچه بخرند و لباسهای خود را بدوزند و ماشینهای خیاطی را ضروری میکنند.
سوم، سطح زندگی و سطح مصرف بسیار پایین بود. مردم اغلب فاقد خوراک و پوشاک بودند. چرخ خیاطی نه تنها برای ساخت لباس، بلکه و مهمتر از آن برای تغییر و ترمیم آنها استفاده می شد. در دورانی که یک لباس به مدت نه سال پوشیده می شد و بارها وصله می شد، چرخ خیاطی یک نیاز خانگی بود.
چهارم، چرخ خیاطی ها از نظر کیفیت بهبود یافتند، کارکرد آن ها آسان تر، کم صداتر و نرخ خرابی کمتری بود و تقریباً برای هر خانم خانه دار قابل استفاده بود.
در دهه 1960 و 70، چرخ خیاطی بسیار مورد توجه خانواده ها بود. با این حال، در آن زمان، میانگین حقوق ماهانه کارگران شهری حدود 30 تا 40 یوان بود و درآمد سالانه یک کشاورز تنها حدود 100 یوان بود.
یک چرخ خیاطی حدود 150 یوان قیمت دارد. یک کارگر برای خریدن باید یک سال پس انداز می کرد در حالی که یک کشاورز سه سال پس انداز می کرد.
از آنجایی که خرید چرخ خیاطی دشوار بود، داشتن یک چرخ خیاطی برای یک خانواده در هنگام ازدواج یک امر بسیار معتبر بود. اگر خانوادهای چرخ خیاطی داشته باشد، همسایهها اغلب از آنها میخواهند در ساخت یا تغییر لباسها کمک کنند.
از آنجایی که چرخ خیاطی نسبتاً گران بود، مردم معمولاً از درخواست کمک رایگان خجالت میکشیدند. آنها معمولاً غذا یا سایر ملزومات را به نشانه قدردانی ارائه می کردند یا در ازای آن کارهایی انجام می دادند.
از آنجایی که چرخ خیاطی بسیار مورد استفاده قرار می گرفت، و نداشتن آن بسیار ناراحت کننده بود، بسیاری از خانواده ها برای خرید یک چرخ خیاطی صرفه جویی کردند. پس از سالها تلاش، در اواخر دهه 1980، بیش از نیمی از ساکنان شهرها چرخ خیاطی خود را داشتند و در مناطق روستایی نیز بسیار رایج بودند.
